روایت زنانه‌ای از روزهای آتش و ایستادگی؛ «ساجی» تصویری از خرمشهر و آبادان در آغاز جنگ

برنامه «پیك صبا » رادیو صبا در یكی از بخش‌های خود به معرفی كتاب «ساجی» اثر بهناز ضرابی‌زاده پرداخت؛ كتابی كه به روایت زنانه‌ای از روزهای آغازین جنگ تحمیلی در خرمشهر و آبادان می‌پردازد و تصویری نزدیك از زندگی مردم این شهرها در متن جنگ ارائه می‌كند.

1405/03/04
|
22:19
|

به گزارش روابط عمومی رادیو صبا. برنامه «پیك صبا » رادیو صبا در یكی از بخش‌های خود به معرفی كتاب «ساجی» اثر بهناز ضرابی‌زاده پرداخت؛ كتابی كه به روایت زنانه‌ای از روزهای آغازین جنگ تحمیلی در خرمشهر و آبادان می‌پردازد و تصویری نزدیك از زندگی مردم این شهرها در متن جنگ ارائه می‌كند.

در این گفتگو، بهناز ضرابی‌زاده، نویسنده كتاب «ساجی» با اشاره به موضوع اثر خود گفت: «ساجی روزگاری را روایت می‌كند كه مردم خرمشهر و آبادان در اوایل جنگ، و كمی پیش از آن، در یك شهر آباد، زیبا و سرشار از شور و نشاط زندگی می‌كردند؛ شهری با مردمانی خونگرم و پرانرژی كه ناگهان جنگ به آن‌ها هجوم می‌آورد.»

وی افزود: «راوی كتاب، دختری 17–18 ساله است كه تازه با پسرعموی خود ازدواج كرده و درست در همین مقطع با آغاز جنگ، زندگی مشترك او با جنگ درهم می‌آمیزد. این تلاقی زندگی و جنگ، برای من بسیار جذاب بود؛ خاطرات خانم نسرین باقرزاده كه وسط دل جنگ برای من روایت شد و من آن‌ها را تا روزهای ابتدایی سال 67 مكتوب كردم.»

ضرابی‌زاده با تاكید بر محور اصلی این كتاب اظهار كرد: «زیبایی این خاطرات برای من در این بود كه قدرت زن و قدرت خانواده، از قدرت جنگ بیشتر بود. با وجود همه سختی‌ها، شور و علاقه میان این زن و همسرش از بین نمی‌رود و در نهایت، بعد از جنگ، این خانواده است كه پیروز می‌شود؛ هرچند راوی همسرش را از دست می‌دهد، اما سرپا می‌ماند و زندگی را از دل ویرانی‌ها بیرون می‌كشد.»

نام كتاب؛ یاد دختربچه‌ای شهید
نویسنده «ساجی» درباره نام این كتاب توضیح داد: «ساجی اسم دختر آخر خانم باقرزاده است كه در زمان جنگ به دنیا می‌آید. این كودك در یكی از بمباران‌های اهواز، در حالی كه تنها یك سال داشته، به شهادت می‌رسد. اسمش ساجده باقری است؛ مادر به او علاقه زیادی داشته، به شوخی به او "سرباز" می‌گفته و شهادتش برای خانواده بسیار سنگین و ناگوار بوده است. عنوان كتاب از نام همین شهید خردسال گرفته شده است.»

انگیزه نگارش؛ خاطره رهایی خرمشهر
ضرابی‌زاده در بخش دیگری از این گفتگو به انگیزه خود برای پرداختن به موضوع خرمشهر اشاره كرد و گفت: «از سال‌ها پیش دوست داشتم درباره خرمشهر بنویسم. آزادی خرمشهر برای من هم افتخارآمیز بود و هم غم‌انگیز. آن روزها نوجوان بودم و خاطره همبستگی مردم در سوم خرداد را هیچ‌وقت فراموش نمی‌كنم؛ انگار هر ایرانی، در هر كجای كشور، ناگهان به خیابان آمد. شادی، كوچه و خیابان و مغازه‌ها را پر كرده بود.»

او ادامه داد: «همیشه در ذهنم بود كه یك روز درباره آزادسازی خرمشهر بنویسم؛ اینكه چطور خرمشهر به اسارت درآمد و چطور فرزندان این سرزمین آن را آزاد كردند. وقتی به من پیشنهاد شد خاطرات یك بانوی خرمشهری را بنویسم، فقط همین كه شنیدم او اهل خرمشهر است و می‌خواهد از خاطراتش بگوید، برایم كافی بود. بدون اینكه زیاد سؤال كنم، پیشنهاد را پذیرفتم و مصاحبه‌ها را آغاز كردم.»

ظرفیت سینمایی و روایت نقش زنان در جنگ
نویسنده «ساجی» با اشاره به فراوانی حوادث و ظرفیت‌های داستانی این اثر گفت: «وقتی این كتاب را می‌نوشتم، نفس‌م می‌گرفت از این همه حادثه. به نظرم از این كتاب و كتاب‌های مشابه، می‌شود نه یك فیلم، كه ده‌ها فیلم ساخت. متن، قابلیت بالایی برای تبدیل شدن به فیلمنامه دارد؛ پر از حادثه، غم، شادی و تقابل زندگی و جنگ، مرگ و زایش در كنار هم.»

او تاكید كرد: «بیشتر تلاش من این بود كه نقش زنان در جنگ را روایت كنم؛ ایستادگی، شجاعت و دانایی زنان‌مان. اگر بخواهم از هنر این زنان بگویم، به نظرم در جای‌جای كتاب حضور دارد. من این كتاب را با عشق نوشتم و خدا را شاكرم كه توفیق داشتم این روایت را ثبت كنم.»

واكنش راوی خاطرات به «ساجی»
ضرابی‌زاده درباره واكنش نسرین باقرزاده، راوی اصلی خاطرات، به این كتاب اظهار كرد: «خانم باقرزاده، بحمدالله، در قید حیات هستند. از قبل برخی كتاب‌های دیگر من را خوانده بودند و به همین خاطر انتظارشان از من بالا بود و دوست داشتند كار بسیار خوبی از آب دربیاید. من هم تلاش زیادی كردم و فكر می‌كنم در مجموع از كتاب راضی بودند.»

او در عین حال به تلخی بازخوانی آن سال‌ها برای راوی اشاره كرد و گفت: «چه در زمان روایت خاطرات و چه بعد از خواندن و بازخوانی كتاب، متوجه شدم كه دوباره مرور كردن این وقایع برای‌شان خیلی سنگین است و دچار تیك‌های عصبی می‌شوند. یادآوری آن سال‌ها برای ایشان آسان نبود.»

در پایان این گفتگو، مجری برنامه با قدردانی از تلاش‌های این نویسنده و راوی كتاب، بر ضرورت ثبت و بازگویی قصه‌های زنان و مردان این سرزمین تأكید كرد؛ قصه‌هایی كه به گفته او، «كمك می‌كند هرگز فراموش نكنیم این سرزمین چگونه به دست ما امانت سپرده شده است».

دسترسی سریع